امروز دیروزیتر از دیروزم
و فردا
امروز تشدید دار میشود
و روزهای دیگر تشدید کل حرفها را خواهد پوشاند
و دیگر...

امروز دیروزیتر از دیروزم
و فردا
امروز تشدید دار میشود
و روزهای دیگر تشدید کل حرفها را خواهد پوشاند
و دیگر...

اين چند مدت تعطيلات عيد خيلي حالمان خوش نبود. هر چه لعنت بود نثار اين روزگار قداره كشِ نامردِ نا مرادِ نالوطي كريدم. نه به خاطر اتفاقاتي كه افتاده بود، نه!
اتفاقات آنقدر كوچك بودند كه قابل اين حرفها نباشند كه ما روزگار را متهم به قداره كشي نماييم. فقط به اين خاطر بود كه چند مدتي روزمرگي هاي رنگ به رنگ نگذاشته بود گوش اين روح را بپيچانيم، نفس را ادب كنيم و خلاصه حالي بدهيم به اين خانه دل. اين تصميم( كه همانا پيچاندن گوش باشد) با سالگرد قدم گذاشتنمان روي زمين يكي شد و يادآوري اين روز هم شد كاسه داغ تر از آش.
با تمام اين اوصاف تازه داشت خوش مي گذشت اين روزها كه يكهو تعطيلات تمام شد و همان قصه هميشگي... ناگهان چقدر زود دير مي شود و چقدر زود بايد از خواب بلند شوم.
*از تمام دوستاني كه تلفنا، اس ام اسا و قدوما قبول زحمت فرموده و از راههاي دور و نزديك اين روز را تبريك گفتند ممنونم. از اتمام دوستاني كه توقع تبريك نداشتم و گفتند مثل نرگس فرهنگي ها و چند نفر ديگر بيشتر ممنونم.
*اما از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است!
*از دوستان خوش ذوقي كه اس ام اس سيزده بدري دادند و سر شبي ما را خنداندند، ممنونم. از خودم هم كه دنباله اس ام اس را ساختم و نصف شب فرستادم، ممنون ترم. از دوست، همكلاسي و هم خانه اي قديمي نويسنده و اديتور هم كه دم صبحي چنان جوابي به من داد كه به طاق چسبيدم بيشتر بيشتر ممنونم. كلي با دروغ 13 اش مايه تفريح شد( فرشته خانوم آبروت رفت فرداش براي همه تعريف كردم! آي خنديدن خانواده)