براي خودت زمزمه ميکنم يا براي خودم
- "خواندن يک آيه از قرآن در ماه مبارک رمضان برابر با ختم قرآن است." براي همين بود که سعي ميکرد بيشتر از هميشه قرآن بخواند. آخر شب وقتي تمام کارهايش را انجام داده بود چند آيهاي ميخواند و ميخوابيد. با خودش عهد کرده بود تا پايان ماه رمضان هر شب اين کار را انجام دهد.
- پلکهايش از کار روزانه و ضعف جسماني و تحليل قواي روحاني سنگين شده بود که ناگهان از جايش پريد. يادش آمد به عهدش وفا نکرده که "... وَمَن أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا*"
بلند شد و وضويي ساخت. سردي آب روي پلکهاي داغش سوزشي ايجاد کرد و براي لحظهاي باز کردن پلک را برايش دشوار. وقتي داشت آستين تا زدهاش را مرتب ميکرد کرختي و خواب آلودگي به عمق جانش نفوذ کرده بود.
- سعي ميکرد خواب را از سرش دور کند و اِعراب را درست ادا کند که پيامبرش فرموده:" مومنان، کتاب آسماني را آن گونه که شايسته آن است مي خوانند."
بقيه اش را هم يادش ميآمد و نميآمد که " يتبعونه حق اتباعه؛ آن گونه که سزاوار پيروي است، از قرآن پيروي مي کنند."
- قرائت بايد عربي باشد و بجاي حرف "آ" حرف "اَ" ادا شود و "ما" را "مَ" ادا کني و ميم وقف لازم است و جيم وقف جايز... اما بيشتر از اين در توانش نبود.
- منگ بود و خاطرات روز توي سرش چرخ ميخورد. امروز کمتر تشنه شده بود و معدهاش هم کمکم داشت حاليش ميشد دمدمهاي ظهر که ميشود خبري از غذا نيست و سر جمع روز راحتي را گذرانده بود.
فقط يادش نميآمد کجاي اين سير تکراري لحظهاي به خودش سختي سخن نگفتن و نشيدن داده بود که صاف رسيد سر " وَ مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ..."
* سوره فتح.10
پ.ن
جمله آخر حذف شد! زیادی سیگنال منفی داشت توی این ماه عزیز که باید شاد و امیدوار بود.