قسمت پایانی سریال "شمس العماره" رسما خط بطلانی کشید بر ازدواج سنتی و مراسم خواستگاری و انتخاب بر اساس و عقل و هرآنچه که تا کنون کارشناسان ازدواج برآن تاکید داشتند.

 متاسفم(!) به حال این سیاست‌های یک بام و دو هوا. متاسفم به خاطر تدبیر رسانه ملی. متاسفم که "ازدواج آسان، به هنگام، ساده و آگاهانه" از حد زیرنویس‌های کذایی تلویزیون فراتر نمی‌رود. متاسفم به خاطر اینکه فکر کردیم بالاخره سریالی پیدا شد که در قالب جذابیت‌های داستانی مسئله ازدواج و چند و چون انتخاب را بیان کند. متاسفم که دست آخر "لیلای شمس العماره" در یک نگاه عاشق شد و نویسنده و کارگردان شاید جرات این را نداشتند که از بین خواستگارها، طبق معیارهای درست یکی را برای ازدواج با دختر ماجرا برگزینند. آن‌همه تاکید بر "آشنایی در کانون خانواده" و "رسوم سنتی" با یک پلان باز شدن در و قِر و قَمیش پلک زدن دختر جانِ ماجرا به باد فنا رفت. هرچند که خواستگار آخر هم، آشنا بود و جزء خانواده اما مهم ملاک انتخاب است حالا چه در خانه و چه در بیرون خانه!

پنجاه و چند(یا چهل و چند) قسمت درگیری مخاطب با آمد و رفت خواستگارها برای این بود که یاد بدهند تا دلتان گرفتار نشد، آن‌هم از نوع عاشقی در یک نگاه، ازدواج نکنید! خدا به آخر و عاقبت مملکت ما با این مدیران فرهنگی رحم کند.